عبدالجلیل “جلی” تاشقرغانی

عبد الجليل جلي از خُلم بوده در سال 1309 تولد يافته پدرش مير عصمت اله عاصمي نام داشت جلي علوم اد بي را در خُلم فرا گرفته و قريحۀ شاعري پيدا کرد در فن نقاشي و خطاطي نيز مهارت خوبي داشت ديوان اشعار نيز داشته وفاتش در سال 1337 واقع گرديده است. نمونۀ شعرش:

 

غزال چشم شوخش نرگسستان در نظر دارد             کمند از زلف و از ابروبکف تيغ دوسر دارد

فتاده کاکلش بر دوش از حالم پريشــــان تر              فداي کاکــلش گــردم که از حالم خبـــر دارد

وفا دشمن بتي دارم که از صبح بنا گوشش               شـب تاريک هجران پا در آغوش سحر دارد

رياضت ميدهد جا در حريم وصل عاشق را           ببين کز يک خميدن چين بر ابرويش گذر دارد

اگر يک سجده واري نقش پايش حاصلم گردد          چه ممکن تا قيامت کس سرم از خـاک بردارد

نهـــادم برسر هر بيت يک حرفي زنامش را            ني کلکم جلي زين نام لطـــف ني شــکر دارد

 

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *