زمامداران تاشقرغان در سده نزدهم

در آواخر سده هجده ریس قبیله اوزبیکهای مویتن (شاخه قبیله قته غن) میر قلیچ علی بیگ بن میر مضراب بیگ، در دوران شاه زمان به اوج قدرت رسید. مناسبات خوب میر قلیچ علی بیگ با تیمور شاه در زمان رویارویی او با پادشاه بخارا و مصالحه بین آنها ایجاد گردید. خدمات میر قلیچ علی بیگ و روابط دوستانه او با دربار سدوزایی سبب رشد قدرت او در منطقه گردید. از آنجایی که تیمور شاه توانایی اداره بلخ را نداشت مسولیت آن را به میر قلیچ علی بیگ واگذار گردید.افزون براین او موقف خود را با راهاندازی ازدواج با سران قندوز و میمنه تقویت نمود. در حین اینکه در سیاست بلخ مداخله مینمود، شهر آبایی خود را به صفت مرکز قدرت حفظ نمود. انتخاب تاشقرغان به صفت پایتخت از سوی میر قلیچ علی بیگ، نشاندهنده زوال بلخ به منزله مرکز اقتصادی و سیاسی منطقه میباشد. از سوی دیگر در زمان میر قلیچ علی بیگ تاشقرغان از سبب موقعیت مناسب در تقاطع راه های تجاری کاروانها از هند، چین، بخارا و خراسان، به مهمترین مرکز بازرگانی تورکستان صغیر مبدل گردید. در دوران زمامداری میر قلیچ علی بیگ، منطقه زراعتی پس از تفریق مصارف اردوی دو هزار نفری سالانه ۱۵۰۰۰۰ روپیه درآمد داشت. زمامدار تاشقرغان حدود ۱۷۰۰۰ سرباز را زیر اداره داشت. میر قلیچ علی بیگ از مرکز خود در تاشقرغان میتوانست مناطق مجاور ایبک، غوری، سیغان، کهمرد و دره جوز را در اطاعت خود داشته باشد. در شرق حضرت امام و قندوز را زیر اداره داشت و بلخ را به چالش میکشید.میر قلیچ علی بیگ موفقانه والی تعیین شده در بلخ از سوی شاه شجاع را به چالش کشاند. غلبه او بر حکومت بلخ  در سال 1809 تکمیل گردید، هنگامی که حمایت والی فوق الذکر از شهزاده عباس برادر اندر شاه شجاع و رقیب سدوزای ریس اوزبیکها را قادر ساخت تا او را از بلخ بیرون براند. متعاقبا میر بابا بیگ پسر ارشد میر قلیچ علی بیگ از سوی شاه شجاع والی بلخ تعیین گردید. بلخ غربی ترین ساحه نفوذ میر قلیچ علی بیگ را میساخت. برنس گزارش میدهد که تلاش هفت ساله او برای فتح شبرغان بی ثمر ماند. امپراتوری کوچک میر قلیچ علی بیگ پس از مرگ او در سال ۱۸۱۷ از هم پاشید، هنگامی که پسران او میر بابا و میر ولی، برای بدست اوردن تاشقرغان با هم به جنگ پرداختند.وفات میر قلیچ علی بیگ سبب گردید تا قندوز و بلخ امرای مستقل خود را داشته باشند مراد بیگ در قندوز و ایشان نقیب در بلخ زمامداران مناطق خود گردیدند. سیغان و کهمرد نیز زیر اداره مراد بیگ آمد. میر قلیچ علی بیگ سه پسر به نامهای میر احمد بیگ، میر بابا بیگ و میر علیمردان بیگ داشت. میر احمد بیگ در زمان حیات پدر درگذشت و میر بابا بیگ چانشین او شد. در دهه ۱۸۲۰ در اثر ادامه اختلافات بین پسران میر قلیچ علی بیگ شجاع الدین از بلخ و مراد بیگ از قندور پسران میر قلیچ علی بیک را به ترک مخاصمت واداشتند و در نتیجه تاشقرغان به میر ولی و در مقابل ایبک و دره صوف به برادرش میر بابابیگ داه شد. دوست محمد خان در سال ۱۸۲۶ از حمایت میر بابا بیگ دست برداشت و در عوض علیمردان بیگ ملقب به میر ولی بیگ را به صفت زمامدار تاشقرغان شناسایی نمود. در جنگ اول افغان و انگلیس میر ولی حامی دوست محمد خان بود و هنگام فرار او به بخارا نیز برای اقامت او در تاشقرغان و سفر به بخارا یاری رساند و تا تسلیمی دوست محمد خان به مک ناتن در ۱۸۴۰جمع اوری مالیات کاروانها را نیز در تاشقرغان اجازه داد. در این میان انگلیسها از میر بابا بیگ حمایت مینمودند اما با تفاهمات سپتمبر سال ۱۸۴۰ با میر ولی بیگ انگلیسها از حمایت میر بابا بیگ دست برداشتند. میر ولی بیگ از مداخله در بلخ دست برداشت اما با درگذشت مراد بیگ و تضعیف قته غنها میر ولی نفوذ خود را در قندوز و بدخشان گسترش داد. با ابقا دوست محمد خان و تحکیم قدرت در کابل و بالاخره از دست دادن پشاور و مناطق دیگر در آنسوی دره خیبر دوست محمد خان متوجه تورکستان گردید. انگلیسها با صرفنظر نمودن دوست محمد خان از ادعای مالکیت بالای پشاور دست او را نه تنها برای مداخله در تورکستان باز ماندند بلکه او را تشویق نمودند و حتی کمکهای لازم هم وعده داده شد. هنگامی که میر ولی از جابجایی گارنیزیون دوست محمد خان در تاشقرغان مخالفت نمود، در زمستان ۱۸۴۹ تاشقرغان ازسوی محمد اکرم خان اشغال گردید و میر ولی وادار به فرار گردید اما به قاومت علیه افغانها ادامه داد. به تعقیب آن افغانها بلخ را اشغال نمودند. فتح بلخ پای افغانها را برای همیشه در تورکستان باز نمودند. پس از درگذشت میر ولی در سال ۱۸۵۵ پسران او نتوانستند مبارزه در مقابل افغانها را ادامه بدهند. با درگذشت دوست محمد خان و بروز اختلافات بین پسران او سبب گردید جلب حمایت امرای محلی تورکستان بار دیگر موضوع داغ روز گردد. از همین رو شیر علی خان موقتا میر گنج علی بیگ پسر میر ولی بیگ را زمامدار تاشقرغان تعیین نمود. با شکست شیر علی خان و کشته شدن میر گنج علی بیگ بار دیگر حاکم تاشقرغان از کابل تعیین میگردید و بالاخره در دوره زمامداری عبدالرحمن خان تاشقرغان به افغانستان ملحق گردید اما از رونق گذشته افتید.
نوت: نوشته ی فوق با کمی اصلاحات نوشتاری توسط تارنمای خُلم نشر شده است .
نویسنده :
Sayed Azimi
برگرفته از سایت زیرین:
http://www.turklar.com/?p=13991

یکی فکر در “زمامداران تاشقرغان در سده نزدهم

  1. سلام و احترامات خود را حضور همه دستاندرکاران ویبسایت خُلم تقدیم میدارم.مواد و نوشته های پرمحتوای سایت شما واقعآ سزاوار مطالعه است . اقدام نیک شما مایه ء افتخار همه تاشقرغانی هاست. پیروز باشید

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *