جمشید “احمدی”

جمشید (احمدی) فرزند حیت مراد یکتن از شعرای معاصر خلم بوده در سال 1358 خورشیدی در گذر صمد بای ناحیه ی اول شهر داری خلم درآغوش دودمان مستمندی پا به عالم هستی گذاشت تحصیلات ابتدائیه و ثانوی را در مکاتب زادگاهش بپایان رسانید و بنابر مشکلات عدیده از تحصیلات عالی بازماند مدتی بدیار غربت بسربرد بعد عودت از مهاجرت در سال 1382 در یکی از مکاتب ولسوالی خلم بصفت آموزگار مقرر و تاکنون بوظیفه ی محوله اش ادامه میدهد احمدی از صنف هفت و هشت مکتب بنابر علاقه ی مفرط بسرودن اشعار آغازید و در قالب های گوناگون ادبی استعدادش را بآزمون گرفته است و درین عرصه موفقیت های بدست آورده احمدی ذوق شعری وطبع لطیف دارد اشعار نغز می سراید این هم     نمونه ی از اشعارش:

 

 

از سوز دل ما خبری نیست کسی را

زین آتش پنهان اثــــری نیست کسی را

مفت نیست که هر کس بگیرد راه بلارا

در فیصله ی جان جگری نیست کسی را

از صــــد یــکی دروادی نابودی نشیند

زین راه پـــرآسیب گذری نیست کسی را

یوسف وشی باشد ببرم صبح و پگاهی

از بهر نثارش گهــری نــیست کـسی را

آن شاهد مقصود بخواهی همه جاهست

لیکن بخدا هیچ نظــری نیست کسی را

چندان روی بر اوج بگوشت رسد این راز

یک نیمه شبی چشم تری نیست کسی را

گیتی که ترا دید بصـــد فخــــر و نزاکت

گــفتا که بدین سان پسری نیست کسی را

امروز تو خود احـــمدی از دوست ننالی

با مهـــرو وفــا یک پدری نیست کسی را

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *