آن سوی آزادی

شعری از: میرویس موج

مدتی شد زين گلستان نغمهء شادی نيايد
جز غم و اندوه نوا ی زين کهن وادی نيايد
راد مردان را به تيغ نامرادی خسته سازند
کز گروه بی تباران مردی و رادی نيايد
چون حبابی هرطرف برپاست تاق کامرانی
زين تنگ ظرفان به گيتی کار بنيادی نيايد
ا ختيار خويش بردست عدو دادند و دانم
غير ويرانی ز دست غير، آبادی نيايد
زين هوسناکان به جز ترفند نايد کارِ ديگر
همچنان کز خسرو پرويز، فرهادی نيايد
پی نهند از خون پاکان کاخ عيش خويشتن را
زين خدا بيگانگان جزکا ر شدادی نيايد
موج، مرغ آرزو خفتست در زندان غربت
کی نمايد رخ به گلشن تا که آزادی نيايد

مزار شريف ۲۵ دلو ۱۳۶۱ خورشيدی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *